-
تاریخ: 1401/11/4 ساعت: 21:37
عبور میکند ز تو،نقشی در خیال من هبوط میکند ز غم،اشکی در میان منعشق چاره شد بر این حال زار من ظهور میكند ز درد،شعری در هوای من بالاخره كامل شد Adblock test (Why?)
لعنت
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 2:41
مگه نمیگن هر شب یه روزی داره یا نمیگن تاریک ترین لحظه شب درست پیش از طلوع خورشیده! پس این آفتاب لعنتی کی میخواد طلوع کنه ؟.اینروزا شدیدا دارم فکر میکنم هرچی تو کتابا خوندیم چرت محض بود! یه مشت آت و آشغال قشنگ که به خوردمون دادن تا سردرگم توی سردرگمی باشیم و سر کار باشیم توی این سرکاریی که هستیم...ل
پرنده کوچک
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 2:41
بال و پر گشودن پرنده کوچکآرام آرام تا خود خورشید رفتتا در تلالو طلایی آن گم شدای کاش وزیدن نسیمی کوچکپایانی برای یک شمع نبود. از : خودم :) + نوشته شده در دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ساعت ۴:۲۴ ب.ظ توسط یه آدم معمولی |
اشارات نظر . هوشنگ ابتهاج
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 2:41
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر، نامه رسان من و توستگوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توستروزگاری شد و کس مرد ره عشق ندیدحالیا چشم جهانی نگران من و توستگرچه در خلوت راز دل ما کس نرسیدهمه جا زمزمهی عشق نهان من و توستگو بهار دل و جان باش و خزان باش ار، نهای
دلنوشته های قدیمی
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 2:41
اشعه ای پخش شدبادی وزیدبارانی باریدو خزان آخر شدوقتی جوششی نیست برای گفتن کوششی ندارمتنها تصور میکنم در خواب نیستماین دفعه هستی و میشنوی درمیان کیهانی که سراسر وطن من استروز فرخنده ای که تورا خواهم دید در کدامین تقویم تدوین شده است؟ + نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۴ساعت ۹:۵۰ ق.ظ توسط یه آدم معمول...
کوچه پس کوچه ها
-
تاریخ: 1395/9/5 ساعت: 0:20
از کوچه دلبستگی تازه پیچیده بودم بیرون که یه بوته امین الدوله روی دیوار آجری رنگ و رو رفته ای نگاهم رو دزدید. برگ های سبز کمرنگ انگور که برای سهم آفتاب بیشتر میجنگیدن از لا به لای شاخه های تازه جون گرفته که تازه دست در دست بهار حلقه کرده بودن نذاشتن قدم از قدم بردارم.سر که چرخوندم دیدم درست سر کوچه ...
قضاوت
-
تاریخ: 1395/9/5 ساعت: 0:20
بگذار آینه های تو در تو قضاوتمان کنند یا تو افسونگری یا من شیدا و به هر سوی حکم یکیست