اشارات نظر . هوشنگ ابتهاج

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست 
تا اشارات نظر، نامه رسان من و  توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم 
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه‌ی عشق نهان من و توست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش ار، نه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

این همه قصه‌ی فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه‌ی عقل
هرکجا نامه‌ی عشق است، نشان من و توست

سایه زآتشکده ماست فروغ مه مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست
برچسب‌ها: ابتهاج, عشق, معمولی, زبان, بهشت

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ساعت ۴:۱۳ ب.ظ  توسط یه آدم معمولی  | 
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 2:41
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها